تبليغاتX
روح گمشده

از اول هم منو تو مــــــــــــا نبودیم

من و تو مال یـــــــــــــه دنیا نبودیم

از اول هم تو ایــــــن سردرگمی ها

می گفتیم با همیم امـــــــــــــا نبودیم

تمومش کن بیا از هم جـــــــــدا شیم

بیا اینـــــــــــــــــقدر تکراری نباشیم

تمومش کن تا همین جا تو یـه لحظه

از این تنهایی با هم رها شیــــــــــــم

تمومش کن تــــــــــه این جاده بسته

تهش ماییم که قلبـــــــــامون شکسته

بگو اینجا کجـــــــای قصه ی ماست

نگاه کن اول راهیم و خستــــــــــــه

نترس ازاین که حرفهام دلنشین نیست

تموم ســهم ما از عشــــق این نیست

ما عشق اول هم بودیم. امــــــــــــا

همیشه عشق اول بهترین نــــــــیست

تمومش کن تــــــــــه این جاده بسته

تهش ماییم که قلبـــــــــامون شکسته

+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم آذر 1386ساعت 15:58 توسط روح گمشده |

بگذار نگاهت كنم . . .


میدانی؟


از وقتی رفته ام انگار چیزی گم شده . . .


هر روز لبخندت امیدی برای انتظاری شیرین


میبینی چه جای عجیبیست دنیای ما؟


تا دیروز ستاره ای پر از امیدو امروز  . . .


چندان زیادیست كه رنگ چشمانت كبود شده اند


نمیدانم چرا رهایم نمیكنی؟


انگار باورم شده كه دوستت دارم . . .


ملامتم نكن . . .


میدانی؟


اینجا پر از بیكسیست


من درختی شده ام میان خزانی كه تمام آرزوهایم را سوزانده


من میمانم برایت . . .


آنروزها آرزوها بیشتر از این بود


میدانی؟


حالا تمام آرزویم زمستان سردیست كه با آمدنش گونه هایم میخشكند میان سردی دوست داشتنیش


من میمیرم  تا بهاری دیگر تنم را بلرزاند . . .


میان این زندگی تنها بهانه ام تو هستی


باورم نمیشود!


هر روز كنار خشكه ای مینشینی كه روزی تمام آرزویش بودی . . .


حالا من ساكتم . . .


حرفی ندارم . . .


تنها نگاهت میكنم  به تلافی روزهایی كه ایكاش صدها بار داد میزدم : دوستت دارم . . .


باشد من منتظر میمانم


تنها كنار این درخت تكیده بمان . . .


هر روز در آغوشش بگیر . . .


نگذار بخشكد شاخه های نیمه جانش


نگذار . . .""

+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم آذر 1386ساعت 15:24 توسط روح گمشده |